... تکانهای شديد و مرگ بار ، سقف چوبی و دیوارهای اجری ، مخابرات شلوغ ، جاده ای شکاف برداشته ، رنگهای پريده و سر تکان دادنها ... هزار بار مردم تا به خانه رسيدم ... کليد را که چرخاندم خشکم زد ، خانه خالی ، گلدانهای شکسته و خاک خشک شده ان روی فرش ، دور تا دور سقف شکاف برداشته بود ، چند تا از کاشی های اشپزخانه شکسته و در تمام کمدها باز و همه چيز به شدت به هم ريخته بود ... سريع بيرون امدم ، مستقيم به سمت نزديکترين پارک محل رفتم و صدای مادر را شنيدم که به دور از نهی های هميشگی در مورد به اسم صدا کردنمان در خيابان داد می زد ... کيميا ، کيميا ، ما اينجا هستيم . و گريه من که سرازير شد ....

یاد از دست رفتگان گرامی باد .

/ 19 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سپهر

سلام. خیلی از اون سالا نگذشته. خیلی هم نمونده. اگه یه کی هم این جا بیاد. همه راحت می شیم. قربان ات.

ضياء

آدرس دانشگاه من اينه: دبليو دبليو دبليو دات قلب کيميا دات کام !

علی

ياد همه رفتگان گرامی باد....

shaghayegh

سلام. مرا در غم خود شريک بدانيد. خوشحال می شوم به وبلاگم سر بزنيد . ممنون

AM1R

يه پروازه دسته جمعی ونشستن دوباره رو خاکی آزاد... به اميد اون روز.

yalda

خاطره تلخی بود...

mesle hich kas

yade vas doost daran yad bad,yad bad an roozegaran yad bad.

hasty

خدا همشون رو رحمت کنه...هر کسی يه روز مياد و يه رو می ره...اين خاطره ها هستند که تا ابد باقيند...سرشار از بهترين خاطرات باشيم...(اينجا خيلی يه جوری شده!!!انگار خيلی وقته نيومدم!!!بابا تو هم که ديگه انگار منو يادت رفته کيميا!!!!)

سهيل

خوب شد به يادم آوردی. يادم نبود. کاش يکی هم دوباره می‌اومد. اين کشور را سر و ته مي‌کرد.